تبليغاتX
زندگی

زندگی

زندگي شوري است بي پايان اما كوتاه نميدانم بايستي به آن دلبست يا زندگي بايد به ما دلببندد.

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

قصه عشق و جنون

مجنون دیوانه وصل لیلی نبود

 

آنچه اورا مجنون نمود دوری لیلی بود

 

گر که مجنون کام از لیلی میگرفت

 

شاید که دیگر عاشق لیلی نبود

 

چونکه شیرین بر فرهاد جفا داشت

 

فرهاد کوه کن در دنیا نام گرفت

 

ورنه ار فرهاد هم وصل شیرین میگرفت

 

باورم باشد که شیرین را وا می نهاد

 

آری این باشد قصه عشق و جنون

 

که چون وفائی حاصل شود دیگر عشق نیست

 

عشق در بی وفائیها است که جان میگیرد

 

عشق با نا وصالی ها معنی میشود


 

نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 6:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دلم هوای کوی ترا دارد

عشق را در کنج خانه قلبم به نشانه حضورت سبز میدارم

 

من به دیدار تو ای دوست همه شب تا به سحر بیدارم

 

میروم از سرزمین مردم بیگانه با عشق

 

من به امید وصل تو زندگی را پا س میدارم

 

عشق همدم تنهایی من شد در این دیار

 

من به امید دیدن یار چشمها را شسته ام

 

دلم هوای کوی ترا دارد و بی تاب است

 

من به دعا برایت تا سحرگاهان بی خوابم

 

بی هیچ تمنائی زتو واژه دوستت دارم را

 

من به قاب عکست هر روز هزاران بار هدیه میکنم

 

 


 

نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 7:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

باورم نیست بر تو بی وفایی

 

 

یادگار روزهای کوتاه عشق

 

ای که بر جان میزنی نیش

 

میدانی که بی خواب است چشمانم

 

میدانی که دیگر جز اشک نیست در سرایم

 

نمیگویم که چون است حال درونم

 

که میدانم نا گفته تر ازچشمان میخوانی

 

هنوز باورم نیست این جدایی

 

هنوز مبهوتم بر این کابوس تنهایی

 

اما باورم بر تو نیست بی وفایی

 

و اینکه از دل بیهوده سخن گویی

 

میدانم که تو با خود نجواها کردی

 

شاید هم که در این نجواها مرا از یاد بردی

 

نمیدانم چرا اینگونه میخواهی

 

چه گویم ای که خود یک شاعری

 

میتوانی تیشه بر قلب دیگری گردی؟

 

چگون میپسندی اشکهایم را

 

که چون تیری بر قلبم رها باشد

 

گناهم را بازگو ا ی جوانمرد

 

تا منهم بدانم این تنبیه بهر چه باشد؟

 

بازگوبر این خسته دل بی پناه

 

اینهمه جور و جفا را چه سبب میشود؟

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 0:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

زمزمه های ساده و بی جواب

 

سلام خوب من .

سلام عشق همیشه دور از من.

سلامی با تمام وجود، با بهترین خواسته های دنیا.

مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم.

مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم.

نمیدانم کجائی ؟ چه میکنی؟ اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت میمانم.

از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد

شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت میکند.

اگر چشمانم بر هم میروند تنها به امید دیدنت د رخواب است ورنه هیچ شبی بی یاد تو و رویایت بر من به آرامش نمیگذرد.

دلم برایت خیلی تنگ است . شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم . نمیدانم چرا؟

با سکوتی که نمو ده ای میترسم تماسم را بی پاسخ بگذاری هر بار با خود میگویم اگر قطع کند ... و این افکار لرزه بر دستانم می نهد و با دردی که در سینه دارم آهسته تماس ناگرفته ام را قطع میکنم.

نمیدانم چرا سکوت واسط ما گشته؟

نمیدانم آنهمه شوروعشق چرا چنین خاموش شده؟

کاش جوابم را میدادی؟

کاش تنها یک قدم به سویم بر میداشتی تا با بالهای شکسته ام و با تمام وجودم به سویت پر میگشودم و خودم را در آغوش مهربانیت غرق میکردم.

میدانی در تمام لحظه های سخت زندگیم بی اختیار نامت را میخوانم  .

و چه شبهای درازی که آرزوی سر نهادن بر شانه هایت را داشتم تا کوله بار غمهایم را بر زمین نهاده و آرامش را در برگیرم. اما افسوس... افسوس که حاصل این نیاز تنها لغزش اشکهای لرزان بر گونه هایم بوده

چه بگویم ؟.........چه بگویم که میدانم میدانی عشقت در وجودم ریشه ای ستبر دارد و اگر نمیخواهی به سویم بیایی حتما دلیلی محکم داری؟!!!

گویا جاد عشق بین من و تو دو خط موازی است که هیچگاه بهم نمیرسیم؟!!!!!!!!!

کاش بغض غریبانه ام را می دیدی!!!!!

کاش بارش بی انتهای اشکهایم را شاهد بودی!!!!!

کاش زمزمه های شبانه ام را با رویات میشنیدی!!!!!

کاش نامه های نانوشته ام برایت را میخواندی!!!!!

کاش فقط لحظه ای مرا میدیدی .!!!!!

کاششششششششششش..........!!!!!

 


 

نوشته شده توسط دنیا در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 11:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نامه ای بدون پاسخ

روزی که نگاهت قلب تنهایم را لرزاند به یاد داری ؟

روزی که لغات با قلمت به تکاپو افتادند و شبهائی که بی هیچ کلامی تنها به صدای زمزمه نفسهای گرمت به صبح میرسیدند را به یاد داری؟

حال.............

شبهای تنهائیم با مرور این خاطرات به صبحهای بی خواب میرسد .!!!

تنها فرقش این است که دیگر نه نگاهی و کلامی و نه زمزمه نفسی نیست تا چشمان بارانیم را آرامش دهد و بغض سکوتم را بشکند .

کنون فقط تاریکی است و نامی زتو تا شاهدی باشند از دلشکستگیم!!!!!!!!!!!!!!

و............

چقدر شب را دوست دارم چون دیگر ناچار نیستم لبخند ساختگی ام را بر لب نشانم و بغضم را فرو برم.

و هیچ هیاهویی هم نیست تا مرا از یادت دور کند.

نمیدانم شاید این معنی همان جمله ای است که وقتی کسی بداند واقعا عاشقش هستی از تو دور میشود!!!!!!!!!!!!!!!

راستی میدانی دلخوشی روزهایم چیست ؟

آنکه احساس کنم شاید لبخندی بر لبانت نشسته و روزی زیبا برایت مهیا گردیده .

یادت که هست ؟ همیشه میگفتم  از خودم هم بیشتر دوستت دارم.

و دعایم این است خدایا همیشه دلخوشش دار که یک دل رنجور و چشمان خیس کافیست .

 

                                                                                               


 

نوشته شده توسط دنیا در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 10:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نمیدانم

 

باز هم سکوت و باز هم بغض

باز هم نجوای شبانه و بی خوابی

با زهم هوای یادو یار

هنوز بیقراری و انتظار

هنوز دلتنگی و خاموشی

دیگر رمقی باقی نیست

دیگر سویی در چشمانم نیست

نمیدانم گناهم چیست خدایا

..............نمیدانم..............

 


 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 11:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

به خدا می سپارمت

14 آبان 88 - 20:45

به خدا می سپارمت بادلتنگیهایم

به خدا می سپارمت با انتظارهایم

به خدا میسپارمت مسافر کوچیده از دلم

.........

پشت سر مسافر کاسه ای آب میریزند تا بدرقه راهش روشنی باشد و سلامتی ، من قطره قطره های اشکم را در جا ی جای رد پاهایت می فشانم تا با ذره های وجودم بدرقه ات نمایم.

می روی بی هیچ نگاهی، هیچ کلامی ، حتی خداحافظی!!!!!!!!!!!!!!!

اما من بی هیچ گله ای به خدا میسپارمت.

کاش میدانستم قصد سفر از دل داری تا کوله بارت را با هزاران نیایش عاشقانه و امیدهای شادی پر میکردم . شاید میزبان خوبی نبودم نمیدانم؟

کاش منزلگه بعدیت همان مقصد نهایی باشد و آرامش همراهت گردد . به هر کجا میروی به خدا میسپارمت.

منهم میروم در کنج عزلتکده تنهایی خویش با کوله باری از خاطراتت . میروم تا در لا به لای پاره های قلبم ، تکه های بر جای مانده از شیرینی عشقت را در صندوقچه جانم جای دهم .

راستی .......... وقتی میرفتی خاطراتم را در کدامین گذر به دور انداختی؟ کاش میگفتی تا به دنبالشان بروم.

آخر کلامم هم با تو ای نازنین این است هر کجا میروی با هر همسفری آرزویم برایت همه خوبی است و نیک بختی .

منهم میمانم تا پاسدار خاطره عشق تنهایم باشم .

به خدا میسپارمت ........................


 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 11:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

باور کن

باو رت کردم بی هیچ بهانه ای ،ای سفر کرده

باورم را شکستی تا تنها بمانم در این زمانه

بر لبانم مهر خاموشی بر دلم سنگ صبوری

همه صبرم را زجان بردی بی هیچ بهانه

روزی بی صدا بر قلبم نامت را نگاشتی

روز را شب نکرده زینجا رفتی چه آهسته

حسرت یاد نگاهت در وجودم درد گشته

باور کن عشقت در دلم جاوید مانده

 


 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 10:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

ship.jpg
 

روزی به چشمانت نگاه کردم و مست دریای نگاهت شدم . باورم شد که طلوع افق در این ساحل یعنی آرامش جان . به سوی امواج دل انگیزش  گام به گام رهسپار شدم و مبهوت آبی آسمانش تن به امواج سپردم............

امروز در میان طوفان  دریای چشمان خاموشت در حال غرق شدنم و هیچ امیدی به بازگشت نیست . تن به امواج خروشان سپرده ام و خاموش و طوفان زده به ساحل دور دست وصالت بی هیچ امیدی به نجات چشم دوخته ام..............


 

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 7:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آتش عشق

33dd2l3.jpg

 

خدایا  روحم در آتش عشق میسوزد و نای فریادم نیست

این درد سوزان را ا زمن مگیر که تاب تنهاییم نیست


 

نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 1:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
كد بارش قلب